+ نوشته شده توسط حمید در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 و ساعت
10:56 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هفدهم فروردین 1389 و ساعت
7:29 |
از آتش پرسیدن محبت چیست؟گفت از من سوزان تر است ازگلپرسیدن محبت چیست؟گفت از من زیبا تر است ازشمع پرسیدن محبت چیست؟گفت از من عاشق تر است از پروانه پرسیدن محبت چیست؟از من دیوانه تراست از حافظ پرسیدن محبت چیست؟گفت محبت یعنی تارو پود زندگی از خود محبت پرسیدن.چیستی؟گفت نگاهی بیش نیستم درغرق دل آهی بیش نیستم + نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
14:4 |
مرگ آن نيست كه در قبره سيه دفن شوم - مرگ ان است
كه از خاطره تو با همه ي خاطره
ها محو شوم
*************
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
14:1 |
بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من
نداشت بنويسيد بعد مرگم روي
سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين
گور سرد بودنش را هيچ کس باور
نکرد.
**************
يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه اوني که ناز
مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که
محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
**************
تو بارانی من باران پرستم تودريايی من امواج تو هستم
اگرروزی بپرسی باز گويم: تو من هستی
و من نقش تو هستم
**************
از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي ميكني؟» گدا جواب داد:
«براي اين كه پولي به دست بياورم
و محتاج مردم نباشم.»
**************
اگه دوستم داری دنبال اين نقطه ها بيا. . . . .
. . . . . . . . . . . . ديدی کمبود محبت داری
**************
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه
. دوستت ندارم به اندازي
خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي
روت كه هيچوقت كم نميشه
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
13:56 |
دوست دارم به اندازه ماه با اين تفاوت که ماه 3 حرف داره اما تو حرف نداری
**************
مي گويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي روي
شيشه ي بخار گرفته اي نوشتم دوستت
دارم آارام گريست ...
**************
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي
اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
13:53 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
13:51 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
13:49 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
13:47 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت
8:28 |
+ نوشته شده توسط حمید در دوشنبه هفدهم اسفند 1388 و ساعت
10:52 |
+ نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:21 |
+ نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:21 |
+ نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:20 |
ازگل پرسيدم محبت چيست؟؟
گفت: ازمن زيباتراست
از آفتاب پرسيدم محبت چیست؟؟
گفت: ازمن سوزانتراست
ازشمع پرسيدم محبت چيست؟؟
گفت: ازمن عاشقتراست
ازخوده محبت پرسيدم محبت چیست ؟؟
گفت: تنهايک نگاه است + نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:18 |
+ نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:12 |
+ نوشته شده توسط حمید در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت
9:11 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت
11:58 |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت
11:57 |
|
|